از جمله نهادهای مهم در جامعه خانواده است؛ زیرا متشکل از افرادی است که در کنار آن ها شما می توانید برای انجام هر کاری بی نزاکت یا حتی بدتر از آن احساس آزادی کنید.
مقدّمه
از جمله نهادهای مهم در جامعه خانواده است؛ زیرا متشکل از افرادی است که در کنار آن ها شما می توانید برای انجام هر کاری بی نزاکت یا حتی بدتر از آن احساس آزادی کنید. ما اغلب ادعا می کنیم که با اهمیت ترین مسئله درباره خانواده عشق اعضای آن به یکدیگر است، اما این امر تنها بخشی از حقیقت است. زیباترین و باارزش ترین لحظه های زندگی شما ممکن است با خانواده باشد، اما برخی از بدترین لحظه ها نیز ممکن است با آن ها باشد و آن لحظه ها نیز به همان اندازه مهم هستند. هر کس شما را در بدترین حال ببیند و همچنان به یاد داشته باشد، برای شما مهم است.
خانواده از جمله نهادهای مهمی است که ما در این جا مطالعه می کنیم. یک نهاد عبارت است از: ترکیبی از ارزش ها، هنجارها، موقعیت ها، نقش ها وانتظاراتی که پیرامون یک نیاز اساسی جامعه گسترش می یابد. نهادها اجزای تشکیل دهنده جامعه هستند. علاوه بر خانواده، ما آموزش و پرورش، دین، سیاست، اقتصاد و قانون را به عنوان نمونه های دیگر نهادها می شناسیم.
خویشاوندی و ازدواج: رشته هایی که پیوند می خورند
وسیع ترین گروه خانواده که شخص به آن تعلق دارد، «شبکه خانواده خویشاوندی» یا خویشاوندان نامیده می شود. این گروه یا شبکه شامل کلیه افرادی است که خود را از طریق خون یا ازدواج به هم وابسته می انگارند. خویشاوندی از روابط میان افرادی تشکیل می شود که بر تباری از اجداد مشترک، ازدواج یا فرزندخواندگی استوار است. خویشاوندی در همه جوامع وجود دارد. خاله ها، عمه ها، پدربزرگ و مادربزرگ ها، دختر عمو و پسرعموهای درجه دو، و گونه ای از افراد دیگر را البته در کنار همسران و همشیره ها به عنوان خویشاوندی می شناسیم. بسیاری از جوامع دیگر دامنه روابط خویشاوندی را به مراتب وسیع تر می دانند. جوامعی که از لحاظ تکنولوژی پیشرفت کمی داشته اند، (مثل بوشمن های آفریقایی و استرالیایی) نظام های خویشاوندی بسیار پیچیده تری از نظام خویشاوندی جوامع مدرن دارند. در واقع، در چنین جوامع «ابتدایی» روابط انسانی در خلال روابط خویشاوندی سامان می یابد. خانواده گسترده تر، علاوه بر این که یک اجتماع دینی، واحد سیاسی و تنها نهاد آموزشی است که افراد آن به رسمیت می شناسند، کلیه کالاهایی را که اعضای آن نیاز دارند تولید و توزیع می کند. در چنین قبیله ای فرد نمی داند با یک غریبه چگونه رفتار کند، مگر این که معلوم کند دختر یا پسرِ کیست.
ما همچنین می توانیم در درون این شبکه های خویشاوندی عریض، واحدهای کوچک تری را شناسایی کنیم، مثل خانواده محلی؛ افرادی که با خون یا ازدواج پیوند خورده اند و در حال حاضر به عنوان یک خانواده با هم زندگی می کنند. تعریف ما از خانواده محلی این است: زن و شوهر بدون فرزند یا با فرزندانی که هرگز ازدواج نکرده اند؛ یک پدر یا مادری که به همراه یک یا چند تن از فرزندان ازدواج نکرده خود فعلاً در یک محل زندگی می کنند. این تعریف، شامل یک زن مطلقه یا بیوه ای هم می شود که با فرزندان زندگی می کند، همچنین شامل زوج های تازه عروس دامادی است که در منزلِ خود یا با فامیل هایشان زندگی می کنند و نیز زوج های سالخورده ای که فرزندانشان خانه را ترک کرده اند. اما فرد مجردی را که بدون فرزند، به تنهایی زندگی می کند یا زوج های همجنس باز و یا گروهی از دوستان غیر خویشاوند را که در یک خانه زندگی می کنند، شامل نمی شود. اگرچه بسیاری از اعضای چنین خانوارهایی ممکن است احساس کنند که شبیه یک خانواده هستند.
در ارتباط با خانواده محلی دو واحد دیگر وجود دارد که هنوز به گونه ای دیگر تعریف می شوند و آن ها عبارتند از: خانواده هسته ای و خانواده گسترده. تقریبا در هر جامعه ای یک نوع خانواده دو نسلی یافت می شود که دانشمندان علوم اجتماعی آن را خانواده هسته ای می نامند: دو بزرگسال از جنس مخالف در قالب یک رابطه جنسی مورد تأیید جامعه به همراه یک یا چند تن از فرزندان یا فرزند خوانده های مجردشان زندگی می کنند… در کشور کانادا، همه کانادایی ها در خانواده ای هسته ای بزرگ نمی شوند؛ بسیاری از کودکان، بخصوص امروزه، در خانواده های تک والدی زندگی می کنند؛ خانواده ای که فعلاً از یک والد مجرد و یک یا چند تن از فرزندان ازدواج نکرده تشکیل شده است. با آن که چنین خانواده هایی خانواده های هسته ای نیستند، ولی بر اساس سرشماری کانادا به عنوان خانواده های محلی یا به صورت ساده «خانواده ها» به شمار می روند.
به هر حال، مادامی که در کانادا هنوز فرزندان جوان در خانه هستند، خانواده های هسته ای معمولاً به عنوان نظام مطلوب نگریسته می شوند، حتی به نظر افرادی که خانواده هسته ای آن ها از هم پاشیده شده است.
در طول تاریخ بلند بشر، واحد اصلی خانواده، نه هسته ای بلکه گسترده بوده است؛ یعنی گروه خویشاوندی از دو یا چند خانواده هسته ای خویشاوند شکل گرفته که همانند یک خانواده معمولاً والدین به علاوه خانواده های بعضی از فرزندان بزرگشان در کنار هم اقامت دارند.
درباره این که آیا خانواده هسته ای در همه جوامع بشری یک واحد شناخته شده است یا نه، بحث های زیادی بوده است. براینسلاو مالینوفسکی (Bronislaw Malinowski)، انسان شناس معروف، عقیده داشت که خانواده جهان شمول است و دیگران هم پنداشته اند که وی درست می گوید. جی پی مورداک (G.P.Murdock) جامعه را مطالعه کرده و مدعی است که همه این جوامع دارای خانواده هسته ای هستند. وی گروه هایی را معین کرد که: الف) عمل جنسی در آن مجاز است؛ ب) تولید نسل به طور قانونی روی می دهد؛ ج) از کودکان به عنوان یک تکلیف نگه داری می شود و د) کالاها همانند یک خانواده با هم تولید شده و با هم مصرف می شوند.
جهان شمول بودن خانواده هسته ای به عنوان استدلالی بر ضرورت بنیادی آن به کار برده شده است؛ و این هشداری است به کسانی که نقش سنتی روابط را تحریف می کنند. در مخالفت با این پنداشت محافظه کارانه، برخی از طرفداران حقوق زن ادعا کرده اند که خانواده هسته ای در همه جا به عنوان یک واحد اجتماعی شناخته شده نیست. بعضی زیناکنتکوزِ جنوب مکزیک را به عنوان نمونه مقابل ذکر کرده اند. زیناکنتکوز، خانه را واحدی می پندارد که ممکن است از یک تا بیست فرد را دربرگیرد. مردمان آنجا درباره والدین، کودکان یا همسرِ یک فرد حرف می زنند ولی فاقد هرگونه واژه ای هستند که اشاره ای به واحد والدین و کودکان باشد یا بدین طریق آن ها را از واحدهای مشابه متمایز کند. برخی از طرفداران حقوق زن خانواده ها را به همان شیوه ملاحظه می کنند و از اهمیت «خانواده هسته ای» می کاهند، که در هر صورت، اغلب بسیاری از افراد در آن زندگی نمی کنند.
دیدگاه های جامعه شناختی درباره خانواده
در این بحث دو دیدگاه کارکردگرا و تضاد (نظریه ستیز) را مطرح خواهیم کرد، سپس به تفاوت های عمیق این دو دیدگاه خواهیم پرداخت.
کارکردگرایی
نظریه کارکردگرا همه نهادهای اجتماعی را به یک اندازه، خوب توضیح نمی دهد، اما در تبیین خانواده به مثابه یک نظام می درخشد. خانواده در همه جوامع یافت می شود. در بین همه نهادها ساختار خانواده جهان شمول ترین نهاد اجتماعی است. خانواده پنج کارکرد حیاتی را به عهده دارد که عبارتند از: 1. تنظیم رفتار جنسی و تولید مثل؛ 2. اجتماعی کردن؛ 3. محافظت؛ 4. حمایت عاطفی؛ 5. اعطای منزلت اجتماعی.
- تنظیم رفتار جنسی و تولیدمثل: هدف عمده خانواده ها عبارت از تولید نسل اعضای جامعه است. به هر حال، امروزه کمبود جمعیت وجود ندارد و بنابراین تأکیدی نیست که داشتن فرزند جزو وظایف زوجین باشد. با وجود این، اکثر مردم در هر صورت ازدواج می کنند گرچه برای بچه دار شدن برنامه ای نداشته باشند؛ چرا؟ به دلیل این که روابط جنسی موقت انرژی هیجانی بیش تری صرف می کند و در نهایت به ناکامی می گراید. [در مقابل]، ازدواج زمینه ای مناسب و مطمئن برای ایجاد رابطه جنسی ثابت، عرضه می کند. در عین حال، باید اذعان داشت که روابط جنسی خارج از زناشویی نسبت به سابق خیلی رایج است. این شیوع حاکی از یک انقلاب جنسی است؛ روندی که در طی چند دهه اخیر در تمام جوامع غربی به چشم می خورد و به سمت پذیرش بیش تر روابط جنسی با شریک های مجرد پیش می رود. بیش تر افرادی که همزیست بوده یا روابط جنسی متعددی دارند در صورتی که مجرد باشند، سرانجام ازدواج خواهند کرد. افزون بر این، اگرچه علائم زیادی وجود ندارد که انقلاب جنسی روی داده است؛ اما مطمئنا به زودی با یک «دوره ضدانقلابی» جایگزین خواهد شد که واکنشی علیه خطر در حال افزایش انتقال ایدز به وسیله رفتارهای جنسی با جنس مخالف است.
- اجتماعی کردن: نه تنها کودکان باید به دنیا بیایند بلکه برخی بزرگترها باید برای تربیت آن ها مهیا شوند. مسئولیت اصلی خانواده انجام چنین کاری است.
- محافظت: نوع بشر، بخش وسیعی از زندگی خود را در وضعیتی وابسته سپری می کند، به خصوص در دوران جوانی، یکی باید کرایه ماشین او را تأمین کرده و پول توجیبی پرداخت کند؛ برای فرد مریض و کسی که در اواخر زندگی نمی تواند نیازهای جسمانی خویش را برآورده کند، باید پرستاری معین شود.
- حمایت و ارتباط عاطفی: کیفیت تجربه انسان، در نهایت برحسب عمق برخورد وی با دیگران سنجیده می شود، جایی که تمایل به سپاس متقابل را به دنبال داشته باشد.
اهمیت سلامت عاطفی، شاید از طریق تأثیر آن بر طول عمر بهتر معلوم شود. شما از قبل می دانستید که سیگار کشیدن یک دلیل عمده مرگ و میر است، اما ممکن است ندانید که مطلقه بودن یا متارکه کردن تقریبا به همان اندازه برای سلامتی مضر است. کانادایی های متأهل از هر دو جنس در مقایسه با اشخاص مجرد، بیوه و مطلقه از میزان مرگ زودرس کم تری برخوردارند. مردان بزرگسال سفیدپوست اگر مجرد باشند، احتمال مرگشان به دلیل بیماری قلبی تقریبا دو برابر متأهل هاست. محروم بودن کودکان از خانواده نیز در بلندمدت بر سلامتی آنان تأثیر می گذارد. دانشجویان چنان چه تک فرزند (خانواده) بوده یا قبل از ورود به دانشکده، یکی از والدین یا هردوی آن ها را از دست داده باشند، احتمال مرگشان در اواخر عمر به علت سکته قلبی بیش تراست. - اعطای منزلت اجتماعی: منزلت هر کودکی در درجه اول بر اساس منزلت اجتماعی خانواده وی در جامعه تعریف می شود.